シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1012 対句 13 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۰۱۲

  1. هست تنت چون غبار بر سر بادی سوار چونک جدا گشت باد خاک به ماچان رسید

G1012:13

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 یا شبه الطیف لی انت قریب بعید·جمله ارواحنا تغمس فیما ترید
  2. 2 نوبت آدم گذشت نوبت مرغان رسید·طبل قیامت زدند خیز که فرمان رسید
  3. 3 انت لطیف الفعال انت لذیذ المقال·انت جمال الکمال زدت فهل من مزید
  4. 4 از پس دور قمر دولت بگشاد در·دلق برون کن ز سر خلعت سلطان رسید
  5. 5 جاء اوان السرور زال زمان الفتور·لیس لدنیا غرور یا سندی لا تحید
  6. 6 دیو و پری داشت تخت ظلم از آن بود سخت·دیو رها کرد رخت چتر سلیمان رسید
  7. 7 هل طرب یا غلام فاملا کاس المدام·انت بدار السلام ساکن قصر مشید
  8. 8 عشق چه خوش حاکمیست ظالم و بی‌قول نیست·حاجت لاحول نیست دیو مسلمان رسید
  9. 9 یا لمع المشرق مثلک لم یخلق·خذ بیدی ارتقی نحوک انت المجید
  10. 10 عاشق از دست شد نیست شد و هست شد·بلبل جان مست شد سوی گلستان رسید
  11. 11 پرده برانداخت حور جمله جهان همچو طور·زیر و زبر بست نور موسی عمران رسید
  12. 12 هر چه خیال نکوست عشق هیولای اوست·صورت از رشک حق پرده گر جان رسید
  13. 13 هست تنت چون غبار بر سر بادی سوار·چونک جدا گشت باد خاک به ماچان رسید
  14. 14 اعلم ان الغبار مرتفع بالریاح·مثل هوی اختفی وسط صیاح شدید

ganjoor: sh1012 · public domain