シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1018 対句 5 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۰۱۸

  1. در موج دریاهای خون بگذشته بر بالای خون وز موج وز غوغای خون دامانشان ناگشته تر

G1018:5

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 رو چشم جان را برگشا در بی‌دلان اندرنگر·قومی چو دل زیر و زبر قومی چو جان بی‌پا و سر
  2. 2 بی‌کسب و بی‌کوشش همه چون دیگ در جوشش همه·بی‌پرده و پوشش همه دل پیش حکمش چون سپر
  3. 3 از باغ و گل دلشادتر وز سرو هم آزادتر·وز عقل و دانش رادتر وز آب حیوان پاکتر
  4. 4 چون ذره‌ها اندر هوا خورشید ایشان را قبا·بر آب و گل بنهاده پا وز عین دل برکرده سر
  5. 5 در موج دریاهای خون بگذشته بر بالای خون·وز موج وز غوغای خون دامانشان ناگشته تر
  6. 6 در خار لیکن همچو گل در حبس ولیکن همچو مل·در آب و گل لیکن چو دل در شب ولیکن چو سحر
  7. 7 باری تو از ارواحشان وز باده و اقداحشان·مستی خوشی از راحشان فارغ شده از خیر و شر
  8. 8 بس کن که هر مرغ ای پسر خود کی خورد انجیر تر·شد طعمه طوطی شکر وان زاغ را چیزی دگر

ganjoor: sh1018 · public domain