シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1024› 対句 5 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۰۲۴
- پراکنده شدی ای جان به هر درد و به هر درمان ز عشقش جوی جمعیت در آن جامع بنه منبر
G1024:5
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 مرا همچون پدر بنگر نه همچون شوهر مادر·پدر را نیک واقف دان از آن کژبازی مضمر
- 2 تو گردی راست اولیتر از آنک کژ نهی او را·وگر تو کژ نهی او را به استیزت کند کژتر
- 3 ز بابا بشنو و برجه که سلطانیت میخواند·که خاک اوت کیخسرو بمیرد پیش او سنجر
- 4 چو ان الله یدعو را شنیدی کژ مکن رو را·زهی راعی زهی داعی زهی راه و زهی رهبر
- 5 پراکنده شدی ای جان به هر درد و به هر درمان·ز عشقش جوی جمعیت در آن جامع بنه منبر
- 6 چو کر و فر او دیدی توی کرار و شیر حق·چو بال و پر او دیدی توی طیار چون جعفر
ganjoor: sh1024 · public domain