シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 104 対句 5 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۰۴

  1. پس اندر عشق دشمن کام گردم که دشمن می‌نپرسد کار ما را

G104:5

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 خبر کن ای ستاره یار ما را·که دریابد دل خون خوار ما را
  2. 2 خبر کن آن طبیب عاشقان را·که تا شربت دهد بیمار ما را
  3. 3 بگو شکرفروش شکرین را·که تا رونق دهد بازار ما را
  4. 4 اگر در سر بگردانی دل خود·نه دشمن بشنود اسرار ما را
  5. 5 پس اندر عشق دشمن کام گردم·که دشمن می‌نپرسد کار ما را
  6. 6 اگر چه دشمن ما جان ندارد·بسوزان جان دشمن دار ما را
  7. 7 اگر گِل بر سرستت تا نشویی·بیار و بشکفان گلزار ما را
  8. 8 بیا ای شمس تبریزی نیر·بدان رخ نور ده دیدار ما را

ganjoor: sh104 · public domain