シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1044› 対句 4 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۰۴۴
- بدان گلزار بیپایان نظر کن بدین خاری که پایت خست منگر
G1044:4
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 به ساقی درنگر در مست منگر·به یوسف درنگر در دست منگر
- 2 ایا ماهی جان در شست قالب·ببین صیاد را در شست منگر
- 3 بدان اصلی نگر کغاز بودی·به فرعی کان کنون پیوست منگر
- 4 بدان گلزار بیپایان نظر کن·بدین خاری که پایت خست منگر
- 5 همایی بین که سایه بر تو افکند·به زاغی کز کف تو جست منگر
- 6 چو سرو و سنبله بالاروش کن·بنفشه وار سوی پست منگر
- 7 چو در جویت روان شد آب حیوان·به خم و کوزه گر اشکست منگر
- 8 به هستی بخش و مستی بخش بگرو·منال از نیست و اندر هست منگر
- 9 قناعت بین که نرست و سبک رو·به طمع ماده آبست منگر
- 10 تو صافان بین که بر بالا دویدند·به دردی کان به بن بنشست منگر
- 11 جهان پر بین ز صورتهای قدسی·بدان صورت که راهت بست منگر
- 12 به دام عشق مرغان شگرفند·به بومی که ز دامش رست منگر
- 13 به از تو ناطقی اندر کمین هست·در آن کاین لحظه خاموشست منگر
ganjoor: sh1044 · public domain