シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1055 対句 7 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۰۵۵

  1. خاکی گشتی چو مست گشتی ملاح تو برکشید لنگر

G1055:7

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 انجیرفروش را چه بهتر·انجیرفروشی ای برادر
  2. 2 سرمست زییم مست میریم·هم مست دوان دوان به محشر
  3. 3 گر خاک شویم وگر بریزیم·ساقی با ماست بنده پرور
  4. 4 خاکش خوش باد کوست عاشق·خاکش ز شراب جان مخمر
  5. 5 آن خاک شکوفه کرد یعنی·مستیم از این سر و از آن سر
  6. 6 مهتر چو خراب گشت و خوش شد·خاکست خرابتر ز مهتر
  7. 7 خاکی گشتی چو مست گشتی·ملاح تو برکشید لنگر
  8. 8 خود لنگر ما گسست کلی·هر لوح جدا ز لوح دیگر
  9. 9 از بند و ز غرقه بازرستند·هر تخته کشتی است رهبر
  10. 10 چون خوش نبود چنین خرابی·بگشای دو چشم عقل و بنگر

ganjoor: sh1055 · public domain