シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 106 対句 9 ← 前へ

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۰۶

  1. همی‌خواند که فرزندان بیایید که خوان آراسته‌ست و یار تنها

G106:9

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 مرا حلوا هوس کردست حلوا·میفکن وعده حلوا به فردا
  2. 2 دل و جانم بدان حلواست پیوست·که صوفی را صفا آرد نه صفرا
  3. 3 زهی حلوای گرم و چرب و شیرین·که هر دم می‌رسد بویش ز بالا
  4. 4 دهانی بسته حلوا خور چو انجیر·ز دل خور هیچ دست و لب میالا
  5. 5 از آن دستست این حلوا از آن دست·بخور زان دست ای بی‌دست و بی‌پا
  6. 6 دمی با مصطفا و کاسه باشیم·که او می خورد از آن جا شیر و خرما
  7. 7 از آن خرما که مریم را ندا کرد·کلی و اشربی و قری عینا
  8. 8 دلیل آنک زاده عقل کلیم·ندایش می‌رسد کای جان بابا
  9. 9 همی‌خواند که فرزندان بیایید·که خوان آراسته‌ست و یار تنها

ganjoor: sh106 · public domain