シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1060 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۰۶۰

  1. وانگهان چون گازری از گازران درویشتر وانگهان چون آفتابی آفتاب هر دیار

G1060:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 عاشقی در خشم شد از یار خود معشوق وار·گازری در خشم گشت از آفتاب نامدار
  2. 2 وانگهان چون گازری از گازران درویشتر·وانگهان چون آفتابی آفتاب هر دیار
  3. 3 ناز گازر چون بدید آن آفتاب از لطف خود·ابر پیش آورد اینک گازری با کار و بار
  4. 4 گفت تا گازر نخندد من برون نایم ز ابر·تا دل او خوش نگردد من نباشم برقرار
  5. 5 دسته دسته جامه‌های گازران از کار ماند·تا پدید آید که گازر اختیارست اختیار
  6. 6 هر کی باشد عاشق آن آفتاب از جان و دل·سر ز خاک پای گازر برندارد زینهار
  7. 7 گویم آن گازر که باشد شمس تبریزی و بس·کز برای او برآید آفتاب از هر کنار

ganjoor: sh1060 · public domain