シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1071 対句 1 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۰۷۱

  1. معده را پر کرده‌ای دوش از خمیر و از فطیر خواب آمد چشم پر شد کآنچ می‌جُستی بگیر

G1071:1

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 معده را پر کرده‌ای دوش از خمیر و از فطیر·خواب آمد چشم پر شد کآنچ می‌جُستی بگیر
  2. 2 بعد پرخوردن چه آید‌؟ خواب غفلت یا حدث·یار بادنجان چه باشد‌؟ سرکه باشد یا که سیر
  3. 3 سوز اگر از روح خواهی‌، خواجه کم کن لقمه را·گوز اگر مفتوح خواهی‌، کاسه را در پیش گیر
  4. 4 ای خدا جان را پذیرا کن ز رزق پاک خویش·تا نماند چون سگان مردار هر لقمه پذیر
  5. 5 وقت روزه از میان دل برآید ناله زار·بعد خوردن از ره زیرین گشاید پرده زیر

ganjoor: sh1071 · public domain