シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1077› 対句 5 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۰۷۷
- ناگهان اندررسید از یک طرف آن سرو ما تا که بیخود گشت باغ و دست بر هم زد چنار
G1077:5
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 از کنار خویش یابم هر دمی من بوی یار·چون نگیرم خویش را من هر شبی اندر کنار
- 2 دوش باغ عشق بودم آن هوس بر سر دوید·مهر او از دیده برزد تا روان شد جویبار
- 3 هر گل خندان که رویید از لب آن جوی مهر·رسته بود از خار هستی جسته بود از ذوالفقار
- 4 هر درخت و هر گیاهی در چمن رقصان شده·لیک اندر چشم عامه بسته بود و برقرار
- 5 ناگهان اندررسید از یک طرف آن سرو ما·تا که بیخود گشت باغ و دست بر هم زد چنار
- 6 رو چو آتش می چو آتش عشق آتش هر سه خوش·جان ز آتشهای درهم پرفغان این الفرار
- 7 در جهان وحدت حق این عدد را گنج نیست·وین عدد هست از ضرورت در جهان پنج و چار
- 8 صد هزاران سیب شیرین بشمری در دست خویش·گر یکی خواهی که گردد جمله را در هم فشار
- 9 صد هزاران دانه انگور از حجاب پوست شد·چون نماند پوست ماند بادههای شهریار
- 10 بیشمار حرفها این نطق در دل بین که چیست·ساده رنگی نیست شکلی آمده از اصل کار
- 11 شمس تبریزی نشسته شاهوار و پیش او·شعر من صفها زده چون بندگان اختیار
ganjoor: sh1077 · public domain