シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1088› 対句 4 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۰۸۸
- از فراقت تلفم گشته خیالت علفم که دلم را شکمی شد ز تو پرجوع بقر
G1088:4
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 سر فروکن به سحر کز سر بازار نظر·طبله کالبد آوردهام آخر بنگر
- 2 بر سر کوی تو پرطبله من بین و بخر·شانهها و شبهها و سره روغنها تر
- 3 شبه من غم تو روغن من مرهم تو·شانهام محرم آن زلف پر از فتنه و شر
- 4 از فراقت تلفم گشته خیالت علفم·که دلم را شکمی شد ز تو پرجوع بقر
- 5 من ندانم چه کسم کز شکرت پرهوسم·ای مگسها شده از ذوق شکرهات شکر
- 6 پرده بردار صبا از بر آن شهره قبا·تا ز سیمین بر او گردد کارم همه زر
- 7 چند گویی تو بجو یار وزو دست بشو·در دو عالم نبود یار مرا یار دگر
- 8 چون خرد ماند و دل با من ای خواجه بهل·ماه و خورشید که دیدست در اعضای بشر
- 9 چون که در جان منی شسته به چشمان منی·شمس تبریز خداوند تو چونی به سفر
ganjoor: sh1088 · public domain