シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1102 対句 6 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۱۰۲

  1. آن خیالی که ضمیر اوطان اوست پاش را با مسکن و با جا چه کار

G1102:6

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 عشق را با گفت و با ایما چه کار·روح را با صورت اسما چه کار
  2. 2 عاشقان گوی‌اند در چوگان یار·گوی را با دست و یا با پا چه کار
  3. 3 هر کجا چوگانش راند می‌رود·گوی را با پست و با بالا چه کار
  4. 4 آینه‌ست و مظهر روی بتان·با نکوسیماش و بدسیما چه کار
  5. 5 سوسمار از آب خوردن فارغست·مر ورا با چشمه و سقا چه کار
  6. 6 آن خیالی که ضمیر اوطان اوست·پاش را با مسکن و با جا چه کار
  7. 7 عیسیی که برگذشت او از اثیر·با غم سرماش و یا گرما چه کار
  8. 8 ای رسایل کشته با نادی غیب·رو تو را با گفت و با غوغا چه کار

ganjoor: sh1102 · public domain