シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1137› 対句 4 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۱۳۷
- تو را سعادت بادا که ما ز دست شدیم ز دست رفتن این بار نیست چون هر بار
G1137:4
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 شدهست نور محمد هزار شاخ هزار·گرفته هر دو جهان از کنار تا به کنار
- 2 اگر حجاب بدرد محمد از یک شاخ·هزار راهب و قسیس بردرد زنار
- 3 تو را اگر سر ِکارست، روزگار مَبَر·شکار شو نفسی و دمی بگیر شکار
- 4 تو را سعادت بادا که ما ز دست شدیم·ز دست رفتن این بار نیست چون هر بار
- 5 پریر یار مرا گفت کاین جهان بلاست·بگفتمش که ولیکن نه چون تو بیزنهار
- 6 جواب داد تو باری چرا زنی تشنیع؟·که پات خار ندید و سرت نیافت خمار
- 7 بگفتمش که بلی لیک هم مگیر مرا·نیاحتی که کنم وفق نوحه اغیار
- 8 چو میرخوان توام ترش بنهم و شیرین·که هر کسی بخورد بای خود ز خوان کبار
- 9 به سوزنی که دهانها بدوخت در رمضان·بیا بدوز دهانم که سیرم از گفتار
- 10 ولی چو جمله دهانم، کدام را دوزی؟·نیم چو سوزن کو را بود یکی سوفار
- 11 خیار امت محتاج شمس تبریزند·شکافت خربزه زین غم چه جای خیر و خیار
ganjoor: sh1137 · public domain