シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1138› 対句 2 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۱۳۸
- هزار آتش و دود و غمست و نامش عشق هزار درد و دریغ و بلا و نامش یار
G1138:2
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 چه مایه رنج کشیدم ز یار تا این کار·بر آب دیده و خون جگر گرفت قرار
- 2 هزار آتش و دود و غمست و نامش عشق·هزار درد و دریغ و بلا و نامش یار
- 3 هر آنک دشمن جان خودست بسم الله·صلای دادن جان و صلای کشتن زار
- 4 به من نگر که مرا او به صد چنین ارزد·نترسم و نگریزم ز کشتن دلدار
- 5 چو آب نیل دو رو دارد این شکنجه عشق·به اهل خویش چو آب و به غیر او خونخوار
- 6 چو عود و شمع نسوزد چه قیمتش باشد؟!·که هیچ فرق نماند ز عود و کنده خار
- 7 چو زخم تیغ نباشد به جنگ و نیزه و تیر·چه فرق حیز و مخنث ز رستم و جاندار؟!
- 8 به پیش رستم آن تیغ خوشتر از شکرست·نثار تیر بر او لذیذتر ز نثار
- 9 شکار را به دوصد ناز میبرد این شیر·شکار در هوسِ او دوانْ قطار قطار
- 10 شکار کشته به خون اندرون همیزارد·که از برای خدایم بکُش تو دیگربار
- 11 دو چشمِ کشته به زنده بدان همینگرد·که ای فسرده غافل، بیا و گوش مخار
- 12 خمش خمش که اشارات عشق معکوسست·نهان شوند معانی ز گفتنِ بسیار
ganjoor: sh1138 · public domain