シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1146 対句 7 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۱۴۶

  1. مرا چو مست کنی زین شجر برآرم سر به خنده دل بنمایم به خلق همچو انار

G1146:7

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 مرا بگاه ده ای ساقی کریم عقار·که دوش هیچ نخفتم ز تشنگی و خمار
  2. 2 لبم که نام تو گوید به باده‌اش خوش کن·سرم خمار تو دارد به مستیش تو بخار
  3. 3 بریز باده بر اجسامم و بر اعراضم·چنانک هیچ نماند ز من رگی هشیار
  4. 4 وگر خراب شوم من بود رگی باقی·چو جغد هل که بگردد در این خراب دیار
  5. 5 چو لاله زار کن این دشت را به باده لعل·روا مدار که موقوف داریم به بهار
  6. 6 ز توست این شجره و خرقه‌اش تو دادستی·که از شراب تو اشکوفه کرده‌اند اشجار
  7. 7 مرا چو مست کنی زین شجر برآرم سر·به خنده دل بنمایم به خلق همچو انار
  8. 8 مرا چو وقف خرابات خویش کردستی·توام خراب کنی هم تو باشیم معمار
  9. 9 بیار رطل گران تا خمش کنم پی آن·نه لایقست که باشد غلام تو مکثار

ganjoor: sh1146 · public domain