シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1148› 対句 4 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۱۴۸
- به چار پا و دو پا خواجه گرد عالم گشت ولیک هیچ نرفتست قعر بحر به سر
G1148:4
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 کسی بگفت ز ما یا از اوست نیکی و شر·هنوز خواجه در اینست ریش خواجه نگر
- 2 عجب که خواجه به رنگی که طفل بود بماند·که ریش خواجه سیه بود و گشت رنگ دگر
- 3 بگویمت که چرا خواجه زیر و بالا گفت·بدان سبب که نگشتست خواجه زیر و زبر
- 4 به چار پا و دو پا خواجه گرد عالم گشت·ولیک هیچ نرفتست قعر بحر به سر
- 5 گمان خواجه چنانست که خواجه بهتر گشت·ولیک هست چو بیمار دق واپستر
- 6 به حجت و به لجاج و ستیزه افزون گشت·ز جان و حجت ذوقش نبود هیچ خبر
- 7 طریق بحث لجاجست و اعتراض و دلیل·طریق دل همه دیدهست و ذوق و شهد و شکر
ganjoor: sh1148 · public domain