シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1149› 対句 5 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۱۴۹
- بگفتمش که ز روباه شانگی بگذر که شیر کرد شکارم به مرغزار سفر
G1149:5
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 فغان فغان که ببست آن نگار بار سفر·فغان که بنده مر او را نبود یار سفر
- 2 فغان که کار سفر نیست سخره دستم·که تا ز هم بدرم جمله پود و تار سفر
- 3 ولیک طالع خورشید و مه سفر باشد·که تاز گردششان سایه شد سوار سفر
- 4 سفر بیامد وزان هجر عذرها میخواست·بدان زبان که شد این بنده شرمسار سفر
- 5 بگفتمش که ز روباه شانگی بگذر·که شیر کرد شکارم به مرغزار سفر
- 6 مراست جان مسافر چو آب و من چون جوی·روانه جانب دریا که شد مدار سفر
- 7 دود به لب لب این جوی تا لب دریا·دلی که خست در این راهها ز خار سفر
- 8 به روی آینه بنگر که از سفر آمد·صفا نگر تو به رویش از آن غبار سفر
- 9 سفر سفر چو چنان یار غار در سفرست·تو بخت بخت سفر دان و کار کار سفر
- 10 همیشه چشم گشایم چو غنچه بر سر راه·چو سرو روح روانست در بهار سفر
- 11 چو شمس مفخر تبریز در سفر افتاد·چه مملکت که بگسترد در دوار سفر
ganjoor: sh1149 · public domain