シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1168 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۱۶۸

  1. دست مرا بر سر خود می‌نهاد کای به غم دوست مرا دست یار

G1168:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 جان خراباتی و عمر بهار·هین که بشد عمر چنین هوشیار
  2. 2 جان و جهان‌! جان مرا دست گیر·چشم جهان‌! حرف مرا گوش دار
  3. 3 صورت دل آمد و پیشم نشست·بسته‌سر و خسته و بیماروار
  4. 4 دست مرا بر سر خود می‌نهاد·کای به غم دوست مرا دست یار
  5. 5 درد سرم نیست ز صفرا و تب·از می عشق است سرم پر‌خمار
  6. 6 این همه شیوه‌ست مرادش توی·ای شکرت کرده دلم را شکار
  7. 7 جان من از ناله چو تنبور شد·حال دلم بشنو از آواز تار

ganjoor: sh1168 · public domain