シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1174 対句 6 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۱۷۴

  1. دمی می‌خور دمی می‌گو به نوبت مده خود را به گفت و گو به یک بار

G1174:6

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 مرا می‌گفت دوش آن یار عیار·سگ عاشق به از شیران هشیار
  2. 2 جهان پر شد مگر گوشت گرفتست·سگ اصحاب کهف و صاحب غار
  3. 3 قرین شاه باشد آن سگی کو·برای شاه جوید کبک و کفتار
  4. 4 خصوصا آن سگی کو را به همت·نباشد صید او جز شاه مختار
  5. 5 ببوسد خاک پایش شیر گردون·بدان لب که نیالاید به مردار
  6. 6 دمی می‌خور دمی می‌گو به نوبت·مده خود را به گفت و گو به یک بار
  7. 7 نه آن مطرب که در مجلس نشیند·گهی نوشد گهی کوشد به مزمار
  8. 8 ملولان باز جنبیدن گرفتند·همی‌جنگند و می‌لنگند ناچار
  9. 9 بجنبان گوشه زنجیر خود را·رگ دیوانگیشان را بیفشار
  10. 10 ملول جمله عالم تازه گردد·چو خندان اندرآید یار بی‌یار
  11. 11 الفت السکر ادرکنی باسکار·ایا جاری ایا جاری ایا جار
  12. 12 و لا تسق بکاسات صغار·فهذا یوم احسان و ایثار
  13. 13 و قاتل فی سبیل الجود بخلا·لیبقی منک منهاج و آثار
  14. 14 فقل انا صببنا الماء صبا·و نحن الماء لا ماء و لا نار
  15. 15 و سیمائی شهید لی بانی·قضیت عندهم فی العشق اوطار
  16. 16 و طیبوا و اسکروا قومی فانی·کریم فی کروم العصر عصار
  17. 17 جنون فی جنون فی جنون·تخفف عنک اثقالا و اوزار

ganjoor: sh1174 · public domain