シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1177 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۱۷۷

  1. به سر توست شاه را سوگند با چنین سر چه می‌کنی دستار‌؟

G1177:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 آفتابی برآمد از اسرار·جامه‌شویی کنیم صوفی‌وار
  2. 2 تن ما خرقه‌ای‌ست پُر تضریب·جان ما صوفی‌یست معنی‌دار
  3. 3 خرقهٔ پُر ز بند روزی چند‌،·جان و عشق است تا ابد بر کار
  4. 4 به سر توست شاه را سوگند·با چنین سر چه می‌کنی دستار‌؟
  5. 5 چون رخ توست ماه را قبله·با چنین رخ چه می‌کنی گلزار‌؟
  6. 6 توبه‌ها کرده بودی ای نادان·گشته بودی ز عاشقی بیزار
  7. 7 عشق ناگه جمال خود بنمود·توبه سودت نکرد و استغفار
  8. 8 این جهان همچو موم رنگارنگ·عشق چون آتشی عظیم شرار
  9. 9 موم و آتش چو گشت همسایه·نقش و رنگش فنا شود ناچار
  10. 10 گر بگویم دگر فنا گردی·ور نگویم‌، نمی‌گذارد یار
  11. 11 جنه الروح عشق خالقها·منه تجری جمیعه الانهار
  12. 12 منه تصفر خضره الاوراق·منه تخضر اغصن الاشجار
  13. 13 منه تحمر و جنه المعشوق·منه تصفر و جنه الاحرار
  14. 14 منه تهتز صوره المسرور·منه یبکی الکئیب بالاسحار
  15. 15 ان فی العشق فسحه الارواح·ان فی ذاک عبره الابصار
  16. 16 ذبت فی العشق کی اعاینه·ما کفی ان اراه باثار
  17. 17 ان اثار تعجب اثار·ان الاسرار تستر الاسرار
  18. 18 کثره الحجب لا تحجبنی·ان ذکراک تخرق الاستار

ganjoor: sh1177 · public domain