シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 119 対句 7 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۱۹

  1. می‌گرد و چو ماه نور می‌ده حمرا می ده بدان حمیرا

G119:7

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 برخیز و صبوح را بیارا·پُر لَخلخه کن کنار ما را
  2. 2 پیش آر شراب رنگ آمیز·ای ساقی خوب خوب سیما
  3. 3 از من پرسید کو چه ساقیست·قندست و هزار رطل حلوا
  4. 4 آن ساغر پرعقار برریز·بر وسوسهٔ محال‌پیما
  5. 5 آن می که چو صعوه زو بنوشد·آهنگ کند به صید عنقا
  6. 6 زان پیش که دررسد گرانی·برجه سبک و میان ما آ
  7. 7 می‌گرد و چو ماه نور می‌ده·حمرا می ده بدان حمیرا
  8. 8 ما را همه مست و کف‌زنان کن·وان گاه نظاره‌کن تماشا
  9. 9 در گردش و شیوه‌های مستان·در عربده‌های در علالا
  10. 10 در گردن این فکنده آن دست·کان شاه من و حبیب و مولا
  11. 11 او نیز ببرده روی چون گل·می‌بوسد یار را کف پا
  12. 12 این کیسه گشاده از سخاوت·که خرج کنید بی‌محابا
  13. 13 دستار و قبا فکنده آن نیز·کاین را به گرو نهید فردا
  14. 14 صد مادر و صد پدر ندارد·آن مِهر که مِی بجوشد آنجا
  15. 15 این مِی آمد اصول خویشی·کز سکر چنین شدند اعدا
  16. 16 آن عربده در شراب دنیاست·در بزم خدا نباشد آن‌ها
  17. 17 نی شورش و نی قیست و نی جنگ·ساقیست و شراب مجلس آرا
  18. 18 خامش که ز سکر نفس کافر·می‌گوید لا اله الا

ganjoor: sh119 · public domain