シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1191› 対句 4 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۱۹۱
- هین باز پرید جمله یاران شه باز بکوفت طبل شهباز
G1191:4
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 ماییم فداییان جانباز·گستاخ و دلیر و جسم پرداز
- 2 حیفست که جان پاک ما را·باشد تن خاکسار انباز
- 3 ز آغاز همه به آخر آیند·ز آخر برویم ما به آغاز
- 4 هین باز پرید جمله یاران·شه باز بکوفت طبل شهباز
- 5 شش سوی مپر بپر از آن سو·کاندر دل تو رسید آواز
- 6 هان ای دل خسته نقل ما را·روزی دو سه ماندست میساز
- 7 گر خواری وگر عزیزی این جا·زان سوست بقا و ملک و اعزاز
- 8 مگشای پر سخن کز آن سو·بیپر باشد همیشه پرواز
- 9 پوست سخنست اینچ گفتم·از پوست کی یافت مغز آن راز
ganjoor: sh1191 · public domain