シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1200› 対句 7 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۲۰۰
- تا می دل خوردهام ترک جگر کردهام چونک روم در لحد زان قدحم کن جهیز
G1200:7
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 ساقی روحانیان روح شدم خیز خیز·تا که ببینند خلق دبدبه رستخیز
- 2 دوش مرا شاه خواند بر سر من حکم راند·در تن من خون نماند خون دل رز بریز
- 3 با دل و جان یاغیم بیدل و جان میزیم·باطن من صید شاه ظاهر من در گریز
- 4 ای غم و اندیشه رو باده و بای غمست·چونک بغرید شیر رو چو فرس خون بمیز
- 5 کشته شوم هر دمی پیش تو جرجیس وار·سر بنهادن ز من وز تو زدن تیغ تیز
- 6 تشنه ترم من ز ریگ ترک سبو گیر و دیگ·با جگر مرده ریگ ساقی جان در ستیز
- 7 تا می دل خوردهام ترک جگر کردهام·چونک روم در لحد زان قدحم کن جهیز
- 8 ترک قدح کن بیار ساغر زفت ای نگار·ساغر خردم سبوست من چه کنم کفجلیز
- 9 شمس حق و دین بتاب بر من و تبریزیان·تا که ز تف تموز سوزد پرده حجیز
ganjoor: sh1200 · public domain