シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1205 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۲۰۵

  1. ذوق گرفت هر چه او پخت میان جنس خود ما بپزیم هم به هم ما نه کمیم از عدس

G1205:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 سیر نگشت جان من بس مکن و مگو که بس·گرچه ملول گشته‌ای کم نزنی ز هیچ کس
  2. 2 چونک رسول از قنق گشت ملول و شد ترش·ناصح ایزدی ورا کرد عتاب در عبس
  3. 3 گر نکنی موافقت درد دلی بگیردت·همنفسی خوش است خوش هین مگریز یک نفس
  4. 4 ذوق گرفت هر چه او پخت میان جنس خود·ما بپزیم هم به هم ما نه کمیم از عدس
  5. 5 من نبرم ز سرخوشان خاصه از این شکرکشان·مرگ بود فراقشان مرگ که را بود هوس
  6. 6 دوش حریف مست من داد سبو به دست من·بشکنم آن سبوی را بر سر نفس مرتبس
  7. 7 نفس ضعیف معده را من نکنم حریف خود·زانک خدوک می‌شود خوان مرا از این مگس
  8. 8 من پس و پیش ننگرم پرده شرم بردرم·زانک کمند سکر می می‌کشدم ز پیش و پس
  9. 9 خوش سحری که روی او باشد آفتاب ما·شاد شبی که باشد او بر سر کوی دل عسس
  10. 10 آمد عشق چاشتی شکل طبیب پیش من·دست نهاد بر رگم گفت ضعیف شد مجس
  11. 11 گفت کباب خور پی قوت دل بگفتمش·دل همگی کباب شد سوی شراب ران فرس
  12. 12 گفت شراب اگر خوری از کف هر خسی مخور·باده منت دهم گزین صاف شده ز خاک و خس
  13. 13 گفتم اگر بیابمت من چه کنم شراب را·نیست روا تیممی بر لب نیل و بر ارس
  14. 14 خامش باش ای سقا کاین فرس الحیات تو·آب حیات می‌کشد بازگشا از او جرس
  15. 15 آب حیات از شرف خود نرسد به هر خلف·زین سببست مختفی آب حیات در غلس

ganjoor: sh1205 · public domain