シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1206 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۲۰۶

  1. روی ویست گلستان مار بود در او نهان جعد ویست همچو شب مجمع دزد و هر عسس

G1206:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 سوی لبش هر آنک شد زخم خورد ز پیش و پس·زانک حوالی عسل نیش زنان بود مگس
  2. 2 روی ویست گلستان مار بود در او نهان·جعد ویست همچو شب مجمع دزد و هر عسس
  3. 3 کان زمردی مها دیده مار برکنی·ماه دوهفته‌ای شها غم نخوریم از غلس
  4. 4 بی‌تو جهان چه فن زند بی‌تو چگونه تن زند·جان و جهان غلام تو جان و جهان توی و بس
  5. 5 نصرت رستمان توی فتح و ظفررسان توی·هست اثر حمایتت گر زره‌ست وگر فرس
  6. 6 شمس تو معنوی بود آن نه که منطوی بود·صد مه و آفتاب را نور توست مقتبس
  7. 7 چرخ میان آب تو بر دوران همی‌زند·عقل بر طبیبیت عرضه همی‌کند مجس
  8. 8 ذره به ذره طمع‌ها صف زده پیش خوان تو·سجده کنان و دم زنان بهر امید هر نفس
  9. 9 دست چنین چنین کند لطف که من چنان دهم·آنچ بهار می‌دهد از دم خود به خار و خس
  10. 10 خاک که نور می‌خورد نقره و زر نبات او·خاک که آب می‌خورد ماش شدست یا عدس
  11. 11 رنگ جهان چو سحرها عشق عصای موسوی·باز کند دهان خود درکشدش به یک نفس
  12. 12 چند بترسی ای دل از نقش خود و خیال خود·چند گریز می‌کنی بازنگر که نیست کس
  13. 13 بس کن و بس که کمتر از اسب سقای نیستی·چونک بیافت مشتری باز کند از او جرس

ganjoor: sh1206 · public domain