シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1216› 対句 3 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۲۱۶
- گاهی بود در تیرگی گاهی بود در خیرگی بیزار شو زین جان هله بر وی خط بیزار کش
G1216:3
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 گر عاشقی از جان و دل جور و جفای یار کش·ور زانک تو عاشق نهای رو سخره میکن خار کش
- 2 جانی بباید گوهری تا ره برد در دلبری·این ننگ جانها را ز خود بیرون کن و بر دار کش
- 3 گاهی بود در تیرگی گاهی بود در خیرگی·بیزار شو زین جان هله بر وی خط بیزار کش
- 4 خود را مبین در من نگر کز جان شدستم بیاثر·مانند بلبل مست شو زو رخت بر گلزار کش
- 5 این کره تند فلک از روح تو سر میکشد·چابک سوار حضرتی این کره را در کار کش
- 6 چون شهسوار فارسی خربندگی تا کی کنی·ننگت نمیآید که خر گوید تو را خروار کش
- 7 همچون جهودان میزیی ترسان و خوار و متهم·پس چون جهودان کن نشان عصابه بر دستار کش
- 8 یا از جهودی توبه کن از خاک پای مصطفی·بهر گشاد دیده را در دیده افکار کش
ganjoor: sh1216 · public domain