シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 122 対句 13 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۲۲

  1. عزلت گه چیست خانه دل در دل خو گیر ساکنی را

G122:13

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 دیدم رخ خوب گلشنی را·آن چشم و چراغ روشنی را
  2. 2 آن قبله و سجده گاه جان را·آن عشرت و جای ایمنی را
  3. 3 دل گفت که جان سپارم آن جا·بگذارم هستی و منی را
  4. 4 جان هم به سماع اندرآمد·آغاز نهاد کف زنی را
  5. 5 عقل آمد و گفت من چه گویم·این بخت و سعادت سنی را
  6. 6 این بوی گلی که کرد چون سرو·هر پشت دوتای منحنی را
  7. 7 در عشق بدل شود همه چیز·ترکی سازند ارمنی را
  8. 8 ای جان تو به جان جان رسیدی·وی تن بگذاشتی تنی را
  9. 9 یاقوت زکات دوست ما راست·درویش خورد زر غنی را
  10. 10 آن مریم دردمند یابد·تازه رطب تر جنی را
  11. 11 تا دیده غیر برنیفتد·منمای به خلق محسنی را
  12. 12 ز ایمان اگرت مراد امنست·در عزلت جوی ایمنی را
  13. 13 عزلت گه چیست خانه دل·در دل خو گیر ساکنی را
  14. 14 در خانه دل همی‌رسانند·آن ساغر باقی هنی را
  15. 15 خامش کن و فن خامشی گیر·بگذار تو لاف پرفنی را
  16. 16 زیرا که دلست جای ایمان·در دل می‌دارمؤمنی را

ganjoor: sh122 · public domain