シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 123 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۲۳

  1. آن کس که خرد دهد خرد را آن کس که صفا دهد صفا را

G123:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 دیدم شه خوب خوش لقا را·آن چشم و چراغ سینه‌ها را
  2. 2 آن مونس و غمگسار دل را·آن جان و جهان جان فزا را
  3. 3 آن کس که خرد دهد خرد را·آن کس که صفا دهد صفا را
  4. 4 آن سجده گه مه و فلک را·آن قبله جان اولیا را
  5. 5 هر پاره من جدا همی‌گفت·کای شکر و سپاس مر خدا را
  6. 6 موسی چو بدید ناگهانی·از سوی درخت آن ضیا را
  7. 7 گفتا که ز جست و جوی رستم·چون یافتم این چنین عطا را
  8. 8 گفت ای موسی سفر رها کن·وز دست بیفکن آن عصا را
  9. 9 آن دم موسی ز دل برون کرد·همسایه و خویش و آشنا را
  10. 10 اخلع نعلیک این بود این·کز هر دو جهان ببر ولا را
  11. 11 در خانه دل جز او نگنجد·دل داند رشک انبیا را
  12. 12 گفت ای موسی به کف چه داری·گفتا که عصاست راه ما را
  13. 13 گفتا که عصا ز کف بیفکن·بنگر تو عجایب سما را
  14. 14 افکند و عصاش اژدها شد·بگریخت چو دید اژدها را
  15. 15 گفتا که بگیر تا منش باز·چوبی سازم پی شما را
  16. 16 سازم ز عدوت دست یاری·سازم دشمنت متکا را
  17. 17 تا از جز فضل من ندانی·یاران لطیف باوفا را
  18. 18 دست و پایت چو مار گردد·چون درد دهیم دست و پا را
  19. 19 ای دست مگیر غیر ما را·ای پا مطلب جز انتها را
  20. 20 مگریز ز رنج ما که هر جا·رنجیست رهی بود دوا را
  21. 21 نگریخت کسی ز رنج الا·آمد بترش پی جزا را
  22. 22 از دانه گریز بیم آن جاست·بگذار به عقل بیم جا را
  23. 23 شمس تبریز لطف فرمود·چون رفت ببرد لطف‌ها را

ganjoor: sh123 · public domain