シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1230› 対句 5 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۲۳۰
- کاری که کند بنده تقدیر زند خنده کای خفته بجو آخر این کار به آمیزش
G1230:5
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 جانم به چه آرامد ای یار به آمیزش·صحت به چه دریابد بیمار به آمیزش
- 2 هر چند به بر گیری او را نبود سیری·دانی به چه بنشیند این بار به آمیزش
- 3 آن تشنه ده روزه کی به شود از کوزه·الا که کند آبش خوش خوار به آمیزش
- 4 در وصل تو میجوید وز شرم نمیگوید·کامسال طرب خواهد چون پار به آمیزش
- 5 کاری که کند بنده تقدیر زند خنده·کای خفته بجو آخر این کار به آمیزش
- 6 زیرا که به آمیزش یک خشت شود قصری·زیرا که شود جامه یک تار به آمیزش
- 7 اندر چمن عشقت شمس الحق تبریزی·صد گلشن و گل گردد یک خار به آمیزش
ganjoor: sh1230 · public domain