シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1245› 対句 3 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۲۴۵
- آنک هر صبحی تقاضا میکند جان را ز من از تقاضا بر تقاضا من به جان آوردمش
G1245:3
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 آنک بیرون از جهان بد در جهان آوردمش·و آنک میکرد او کرانه در میان آوردمش
- 2 آنک عشوه کار او بد عشوهای بنمودمش·و آنک از من سر کشیدی کشکشان آوردمش
- 3 آنک هر صبحی تقاضا میکند جان را ز من·از تقاضا بر تقاضا من به جان آوردمش
- 4 جان سرگردان که گم شد در بیابان فراق·از بیابانها سوی دارالامان آوردمش
- 5 گفت جان من مینیایم تا بننمایی نشان·کو نشان کو مهر سلطان من نشان آوردمش
- 6 مهربانی کردن این باشد که بستم دست دزد·دست بسته پیش میر مهربان آوردمش
- 7 چونک یک گوشه ردای مصطفی آمد به دست·آنک بد در قعر دوزخ در جنان آوردمش
ganjoor: sh1245 · public domain