シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 125 対句 9 ← 前へ

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۲۵

  1. خورشید و هزار همچو خورشید در حسرت تست ای معلا

G125:9

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 گفتی که گزیده‌ای تو بر ما·هرگز نبدست این مفرما
  2. 2 حاجت بنگر مگیر حجت·بر نقد بزن مگو که فردا
  3. 3 بگذار مرا که خوش بخسپم·در سایه‌ات ای درخت خرما
  4. 4 ای عشق تو در دلم سرشته·چون قند و شکر درون حلوا
  5. 5 وی صورت تو درون چشمم·مانند گهر میان دریا
  6. 6 داری سر ما سری بجنبان·تو نیز بگو زهی تماشا
  7. 7 آن وعده که کرده‌ای مرا دوش·کو زهره که تا کنم تقاضا
  8. 8 گر دست نمی‌رسد به خورشید·از دور همی‌کنم تمنا
  9. 9 خورشید و هزار همچو خورشید·در حسرت تست ای معلا

ganjoor: sh125 · public domain