シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1256 対句 9 ← 前へ

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۲۵۶

  1. شمس تبریزی توی سلطان من بازگشتم باز سلطان را مکش

G1256:9

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 آنک جانش داده‌ای آن را مکش·ور ندادی نقش بی‌جان را مکش
  2. 2 آن دو زلف کافر خود را بگو·کای یگانه اهل ایمان را مکش
  3. 3 آفتابا روی خود جلوه مکن·چند روزی ماه تابان را مکش
  4. 4 چون تو سیمرغی به قاف ذوالجلال·بازگرد و جمله مرغان را مکش
  5. 5 در میان خون هر مسکین مرو·جز قباد و شاه خاقان را مکش
  6. 6 گر مرا دربان عشقت بار داد·از سر غیرت تو دربان را مکش
  7. 7 گر فضولم من که مهمان توام·شرط نبود هیچ مهمان را مکش
  8. 8 مست میدانم ز مِی‌ دانم خراب·شیشه مشکن مست میدان را مکش
  9. 9 شمس تبریزی توی سلطان من·بازگشتم باز سلطان را مکش

ganjoor: sh1256 · public domain