シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1272› 対句 10 ← 前へ
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۲۷۲
- دل سوی تبریز رفت در هوس شمس دین رو رو ای دل بجو زر به حرمدان خویش
G1272:10
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 باز فرود آمدیم بر در سلطان خویش·بازگشادیم خوش بال و پر جان خویش
- 2 باز سعادت رسید دامن ما را کشید·بر سر گردون زدیم خیمه و ایوان خویش
- 3 دیده دیو و پری دید ز ما سروری·هدهد جان بازگشت سوی سلیمان خویش
- 4 ساقی مستان ما شد شکرستان ما·یوسف جان برگشاد جعد پریشان خویش
- 5 دوش مرا گفت یار چونی از این روزگار·چون بود آن کس که دید دولت خندان خویش
- 6 آن شکری را که هیچ مصر ندیدش به خواب·شکر که من یافتم در بن دندان خویش
- 7 بیزر و سر سروریم بیحشمی مهتریم·قند و شکر میخوریم در شکرستان خویش
- 8 تو زر بس نادری نیست کست مشتری·صنعت آن زرگری رو به سوی کان خویش
- 9 دور قمر عمرها ناقص و کوته بود·عمر درازی نهاد یار به دوران خویش
- 10 دل سوی تبریز رفت در هوس شمس دین·رو رو ای دل بجو زر به حرمدان خویش
ganjoor: sh1272 · public domain