シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1280› 対句 2 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۲۸۰
- آب منست او، نان منست او مثل ندارد باغ امیدش
G1280:2
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 جان منست او هی مزنیدش·آن منست او هی مبریدش
- 2 آب منست او، نان منست او·مثل ندارد باغ امیدش
- 3 باغ و جنانش، آب روانش·سرخی سیبش، سبزی بیدش
- 4 متصلست او، معتدلست او·شمع دلست او، پیش کشیدش
- 5 هر که ز غوغا، وز سر سودا·سر کشد این جا، سر ببریدش
- 6 هر که ز صهبا، آرد صفرا·کاسهٔ سکبا، پیش نهیدش
- 7 عام بیاید، خاص کنیدش·خام بیاید، هم بپزیدش
- 8 نک شه هادی، زان سوی وادی·جانب شادی، داد نویدش
- 9 داد زکاتی، آب حیاتی·شاخ نباتی تا به مزیدش
- 10 باده چو خورد او، خامش کرد او·زحمت برد او تا طلبیدش
ganjoor: sh1280 · public domain