シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1281 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · G1281 · 9 対句
غزل شمارهٔ ۱۲۸۱
各対句のページで、その翻訳、解説、難解語を読めます。
- G1281:1 ز هدهدان تفکر چو دررسید نشانشمراست ملک سلیمان چو نقد گشت عیانش
- G1281:2 پری و دیو نداند ز تختگاه بلندشکه تخت او نظرست و بصیرتست جهانش
- G1281:3 زبان جمله مرغان بداند او به بصیرتکه هیچ مرغ نداند به وهم خویش زبانش
- G1281:4 نشان سکه او بین به هر درست که نقدستولیک نقد نیابی که بو بری سوی کانش
- G1281:5 مگر که حلقه رندان بینشان تو ببینیکه عشق پیش درآید درآورد به میانش
- G1281:6 ز تیر او بود آن دل که برپرید از آن سووگر نه کیست ز مردان که او کشید کمانش
- G1281:7 کسی که خورد شرابش ز دست ساقی عشقشهمان شراب مقدم تو پر کن و برسانش
- G1281:8 از آنک هیچ شرابی خمار او ننشانددغل میار تو ساقی مده از این و از آنش
- G1281:9 ز شمس مفخر تبریز باده گشت وظیفهچگونه بنده نباشد به هر دمی دل و جانش
ganjoor: sh1281 · public domain