シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1297› 対句 7 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۲۹۷
- قلندر هست در کشتی نشسته روان در را و از رفتار فارغ
G1297:7
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 مدارم یک زمان از کار فارغ·که گردد آدمی غمخوار فارغ
- 2 چو فارغ شد غم او را سخره گیرد·مبادا هیچ کس ای یار فارغ
- 3 قلندر گرچه فارغ مینماید·ولیکن نیست در اسرار فارغ
- 4 ز اول میکشد او خار بسیار·همه گل گشت و گشت از خار فارغ
- 5 چو موری دانهها انبار میکرد·سلیمان شد شد از انبار فارغ
- 6 چو دریاییست او پرکار و بیکار·از او گیرند و او ز ایثار فارغ
- 7 قلندر هست در کشتی نشسته·روان در را و از رفتار فارغ
- 8 در این حیرت بسی بینی در این راه·ز کشتی و ز دریابار فارغ
- 9 به یاد بحر مست از وهم کشتی·نشسته احمقی بسیار فارغ
ganjoor: sh1297 · public domain