シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1310› 対句 7 ← 前へ
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۳۱۰
- ای آفتاب جانها ای شمس حق تبریز هر ذره از شعاعت جان لطیف ناطق
G1310:7
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 ای ناطق الهی و ای دیده حقایق·زین قلزم پرآتش ای چاره خلایق
- 2 تو بس قدیم پیری بس شاه بینظیری·جان را تو دستگیری از آفت علایق
- 3 در راه جان سپاری جانها تو را شکاری·آوخ کز این شکاران تا جان کیست لایق
- 4 مخلوق خود کی باشد کز عشق تو بلافد·ای عاشق جمالت نور جلال خالق
- 5 گویی چه چاره دارم کان عشق را شکارم·بیمار عشق زارم ای تو طبیب حاذق
- 6 لطف تو گفت پیش آ قهر تو گفت پس رو·ما را یکی خبر کن کز هر دو کیست صادق
- 7 ای آفتاب جانها ای شمس حق تبریز·هر ذره از شعاعت جان لطیف ناطق
ganjoor: sh1310 · public domain