シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1334 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۳۳۴

  1. شهری پر از عشق و فرح بر دست هر مستی قدح این سوی نوش آن سوی صح این جوی شیر و آن عسل

G1334:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 این بوالعجب کاندر خزان شد آفتاب اندر حمل·خونم به جوش آمد کند در جوی تن رقص الجمل
  2. 2 این رقص موج خون نگر صحرا پر از مجنون نگر·وین عشرت بی‌چون نگر ایمن ز شمشیر اجل
  3. 3 مردار جانی می‌شود پیری جوانی می‌شود·مس زر کانی می‌شود در شهر ما نعم البدل
  4. 4 شهری پر از عشق و فرح بر دست هر مستی قدح·این سوی نوش آن سوی صح این جوی شیر و آن عسل
  5. 5 در شهر یک سلطان بود وین شهر پرسلطان عجب·بر چرخ یک ماهست بس وین چرخ پرماه و زحل
  6. 6 رو رو طبیبان را بگو کان جا شما را کار نیست·کان جا نباشد علتی وان جا نبیند کس خلل
  7. 7 نی قاضیی نی شحنه‌ای نی میر شهر و محتسب·بر آب دریا کی رود دعوی و خصمی و جدل

ganjoor: sh1334 · public domain