シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1336› 対句 4 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۳۳۶
- عقل کل ار سری کند با دل چاکری کند گردن عقل و صد چو او بسته به بند دام دل
G1336:4
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 حلقه دل زدم شبی در هوس سلام دل·بانگ رسید کیست آن گفتم من غلام دل
- 2 شعله نور آن قمر میزد از شکاف در·بر دل و چشم رهگذر از بر نیک نام دل
- 3 موج ز نور روی دل پر شده بود کوی دل·کوزه آفتاب و مه گشته کمینه جام دل
- 4 عقل کل ار سری کند با دل چاکری کند·گردن عقل و صد چو او بسته به بند دام دل
- 5 رفته به چرخ ولوله کون گرفته مشغله·خلق گسسته سلسله از طرف پیام دل
- 6 نور گرفته از برش کرسی و عرش اکبرش·روح نشسته بر درش مینگرد به بام دل
- 7 نیست قلندر از بشر نک به تو گفت مختصر·جمله نظر بود نظر در خمشی کلام دل
- 8 جمله کون مست دل گشته زبون به دست دل·مرحلههای نه فلک هست یقین دو گام دل
ganjoor: sh1336 · public domain