シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1338› 対句 7 ← 前へ
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۳۳۸
- شنودی شمس تبریزی گمان بردی از او چیزی یکی سری دل آمیزی تو را آمد عیان ای دل
G1338:7
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 بقا اندر بقا باشد طریق کم زنان ای دل·یقین اندر یقین آمد قلندر بیگمان ای دل
- 2 به هر لحظه ز تدبیری به اقلیمی رود میری·ز جاه و قوت پیری که باشد غیب دان ای دل
- 3 کجا باشید صاحب دل دو روز اندر یکی منزل·چو او را سیر شد حاصل از آن سوی جهان ای دل
- 4 چو بگذشتی تو گردون را بدیدی بحر پرخون را·ببین تو ماه بیچون را به شهر لامکان ای دل
- 5 زبون آن کشش باشد کسی کان ره خوشش باشد·روانش پرچشش باشد زهی جان و روان ای دل
- 6 دهد نوری طبیعت را دهد دادی شریعت را·چو بسپارد ودیعت را بدان سرحد جان ای دل
- 7 شنودی شمس تبریزی گمان بردی از او چیزی·یکی سری دل آمیزی تو را آمد عیان ای دل
ganjoor: sh1338 · public domain