シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1344 対句 9 ← 前へ

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۳۴۴

  1. هله بنشین تو بجنبان سَر و می‌گوی بلی شمس تبریز نماید به تو اسرار غزل

G1344:9

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 شتران مست شدستند، ببین رقص جمل·زُ اشتر مست که جوید ادب و علم و عمل
  2. 2 علم ما داده‌ی او و ره ما جاده‌ی او·گرمی ما دم گرمش، نه ز خورشیدِ حمل
  3. 3 دم او جان دهدت روز نَفَخْتُ بپذیر·کار او کُن‌فَیکون‌ست نه موقوف علل
  4. 4 ما در این ره همه نسرین و قَرنفُل کوبیم·ما نه زان اُشتر عامیم که کوبیم وَحَل
  5. 5 شترانِ وحلی بسته‌ی این آب و گلند·پیش جان و دل ما، آب و گلی را چه محل
  6. 6 ناقة‌الله بزاده، به دعای صالح·جهت معجزه‌ی دین ز کمرگاه جبل
  7. 7 هان و هان ناقه‌ی حقّیم تعرض مکنید·تا نبُرَّد سرتان را سر شمشیر اجل
  8. 8 سوی مشرق نرویم و سوی مغرب نرویم·تا ابد گام زنان جانب خورشید ازل
  9. 9 هله بنشین تو بجنبان سَر و می‌گوی بلی·شمس تبریز نماید به تو اسرار غزل

ganjoor: sh1344 · public domain