シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1357› 対句 4 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۳۵۷
- بگوید آب ز من رستهای به من آیی به آخر آن جا آیی که بودهای اول
G1357:4
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 پیام کرد مرا بامداد بحر عسل·که موج موج عسل بین به چشم خلق غزل
- 2 به روزه دار نیاید ز آب جز بانگی·ولیک عاقبت آن بانگ هم رسد به عمل
- 3 سماع شرفه آبست و تشنگان در رقص·حیات یابی از این بانگ آب اقل اقل
- 4 بگوید آب ز من رستهای به من آیی·به آخر آن جا آیی که بودهای اول
- 5 به جان و سر که از این آب بر سر ار ریزد·هزار طره بروید ز مشک بر سر کل
- 6 شراب خوار که نامیخت با شراب این آب·کشد خمار پیاپی تو باش لاتعجل
ganjoor: sh1357 · public domain