シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1360 対句 7 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۳۶۰

  1. مست و خوشی خواجه حسن نی نی چنان مست که من کیسه زر مست کند لیک نه چون جام ازل

G1360:7

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 باده ده ای ساقی جان باده بی‌درد و دغل·کار ندارم جز از این گر بزیم تا به اجل
  2. 2 هات حبیبی سکرا لا بفتور و کسل·یقطع عن شاربه کل ملال و فشل
  3. 3 باده چو زر ده که زرم ساغر پر ده که نرم·غرقه مقصود شدی تا چه کنی علم و عمل
  4. 4 اصبح قلبی سهرا من سکر مفتخرا·ان کذب الیوم صدق ان ظلم الیوم عدل
  5. 5 ای قدح امروز تو را طاق و طرنبیست بیا·باده خنب ملکی داده حق عز و جل
  6. 6 طفت به معتمرا فزت به مفتخرا·من سقی الیوم کذی جمله ما دام حصل
  7. 7 مست و خوشی خواجه حسن نی نی چنان مست که من·کیسه زر مست کند لیک نه چون جام ازل
  8. 8 لواء نا مرتفع و شملنا مجتمع·و روحنا کما تری فی درجات و دول
  9. 9 توبه ما جان عمو توبه ماهیست ز جو·از دل و جان توبه کند هیچ تن ای شیخ اجل
  10. 10 عشقک قد جادلنا ثم عدا جادلنا·من سکر مفتضح شاربه حیث دخل
  11. 11 بحر که مسجور بود تلخ بود شور بود·در دل ماهی روشش به بود از قند و عسل
  12. 12 یا اسدا عن لنا فنعم ما سن لنا·حبک قد حببنا فاعف لنا کل زلل
  13. 13 بس بود ای مست خمش جان ز بدن رست خمش·باده ستان که دگران عربده دارند و جدل
  14. 14 اسکت یا صاح کفی واعف عفا الله عفا·هات رحیقا به صفا قد وصل الوصل وصل

ganjoor: sh1360 · public domain