シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1385 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۳۸۵

  1. نقش ملایک ساختی، بر آب و گل افراختی دورم بدان انداختی کاکسیر نزدیکی شوم

G1385:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 بس جهد می‌کردم که من آیینهٔ نیکی شوم·تو حکم می‌کردی که من خمخانهٔ سیکی شوم
  2. 2 خمخانهٔ خاصان شدم، دریای غوّاصان شدم·خورشید بی‌نقصان شدم تا طبّ تشکیکی شوم
  3. 3 نقش ملایک ساختی، بر آب و گل افراختی·دورم بدان انداختی کاکسیر نزدیکی شوم
  4. 4 هاروتیی افروختی، پس جادویش آموختی·زآنم چنین می‌سوختی تا شمع تاریکی شوم
  5. 5 ترکی همه ترکی کند، تاجیک تاجیکی کند·من ساعتی ترکی شوم، یک لحظه تاجیکی شوم
  6. 6 گه تاج سلطانان شوم، گه مکر شیطانان شوم·گه عقل چالاکی شوم، گه طفل چالیکی شوم
  7. 7 خون روی را ریختم، با یوسفی آمیختم·در روی او سرخی شوم، در موش باریکی شوم

ganjoor: sh1385 · public domain