シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1403 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۴۰۳

  1. گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن گر ز سرم کله برد من ز میان کمر برم

G1403:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم·ور تو بگوییم که نی، نی شکنم شکر برم
  2. 2 آمده‌ام چو عقل و جان از همه دیده‌ها نهان·تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم
  3. 3 آمده‌ام که ره زنم بر سر گنج شه زنم·آمده‌ام که زر برم زر نبرم خبر برم
  4. 4 گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن·گر ز سرم کله برد من ز میان کمر برم
  5. 5 اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم·اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم
  6. 6 آنک ز زخم تیر او کوه شکاف می‌کند·پیش گشاد تیر او وای اگر سپر برم
  7. 7 گفتم آفتاب را گر ببری تو تاب خود·تاب تو را چو تب کند گفت بلی اگر برم
  8. 8 آنک ز تاب روی او نور، صفا به دل کشد·و آنک ز جوی حسن او آب سوی جگر برم
  9. 9 در هوس خیال او همچو خیال گشته‌ام·وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم
  10. 10 این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من·گفت بخور نمی‌خوری پیش کسی دگر برم

ganjoor: sh1403 · public domain