シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1424 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۴۲۴

  1. بگفتم هجر خونم خورد بشنو آه مهجوران بگفت آن دام لطف ماست کاندر پات پیچیدم

G1424:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 بگفتم عذر با دلبر که بی‌گه بود و ترسیدم·جوابم داد کای زیرک بگاهت نیز هم دیدم
  2. 2 بگفتم ای پسندیده چو دیدی گیر نادیده·بگفت او ناپسندت را به لطف خود پسندیدم
  3. 3 بگفتم گرچه شد تقصیر دل هرگز نگردیده‌ست·بگفت آن را هم از من دان که من از دل نگردیدم
  4. 4 بگفتم هجر خونم خورد بشنو آه مهجوران·بگفت آن دام لطف ماست کاندر پات پیچیدم
  5. 5 چو یوسف کابن یامین را به مکر از دشمنان بستد·تو را هم متهم کردند و من پیمانه دزدیدم
  6. 6 بگفتم روز بی‌گاه است و بس ره دور گفتا رو·به من بنگر به ره منگر که من ره را نوردیدم
  7. 7 به گاه و بی‌گه عالم چه باشد پیش این قدرت·که من اسرار پنهان را بر این اسباب نبریدم
  8. 8 اگر عقل خلایق را همه بر همدگر بندی·نیابد سر لطف ما مگر آن جان که بگزیدم

ganjoor: sh1424 · public domain