シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 145 対句 18 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۴۵

  1. ناگهان بیضه شکافد مرغ معنی برپرد تا هما از سایهٔ آن مرغ گیرد فال‌ها

G145:18

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ای وصالت یک زمان بوده فراقت سال‌ها·ای به زودی بار کرده بر شتر احمال‌ها
  2. 2 شب شد و درچین ز هجران رخ چون آفتاب·درفتاده در شب تاریک بس زلزال‌ها
  3. 3 چون همی‌رفتی به سکته‌حیرتی حیران بدم·چشم باز و من خموش و می‌شد آن اقبال‌ها
  4. 4 ور نه سکته بخت بودی مر مرا خود آن زمان·چهره خون‌آلود کردی بردریدی شال‌ها
  5. 5 بر سر ره جان و صد جان در شفاعت پیش تو·در زمان قربان بکردی خود چه باشد مال‌ها
  6. 6 تا بگشتی در شب تاریک ز آتش نال‌ها·تا چو احوال قیامت دیده شد اهوال‌ها
  7. 7 تا بدیدی دل عذابی گونه‌گونه در فراق·سنگ خون گرید اگر زان بشنود احوال‌ها
  8. 8 قدها چون تیر بوده گشته در هجران کمان·اشک خون‌آلود گشت و جمله دل‌ها دال‌ها
  9. 9 چون درستی و تمامی شاه تبریزی بدید·در صف نقصان نشست است از حیا مثقال‌ها
  10. 10 از برای جان پاک نورپاش مه‌وشت·ای خداوند شمس دین تا نشکنی آمال‌ها
  11. 11 از مقال گوهرین بحر بی‌پایان تو·لعل گشته سنگ‌ها و ملک گشته حال‌ها
  12. 12 حال‌های کاملانی کان ورای قال‌هاست·شرمسار از فر و تاب آن نوادر قال‌ها
  13. 13 ذره‌های خاک هامون گر بیابد بوی او·هر یکی عنقا شود تا برگشاید بال‌ها
  14. 14 بال‌ها چون برگشاید در دو عالم ننگرد·گرد خرگاه تو گردد واله اجمال‌ها
  15. 15 دیده نقصان ما را خاک تبریز صفا·کحل بادا تا بیابد زان بسی اکمال‌ها
  16. 16 چونک نورافشان کنی در گاه‌ِ بخشش روح را·خود چه پا دارد در آن دم رونق اعمال‌ها
  17. 17 خود همان بخشش که کردی بی‌خبر اندر نهان·می‌کند پنهان پنهان جمله افعال‌ها
  18. 18 ناگهان بیضه شکافد مرغ معنی برپرد·تا هما از سایهٔ آن مرغ گیرد فال‌ها
  19. 19 هم تو بنویس ای حسام الدین و می‌خوان مدح او·تا به رغم غم ببینی بر سعادت خال‌ها
  20. 20 گرچه دست‌افزار کارت شد ز دستت‌، باک نیست·دست شمس الدین دهد مر پات را خلخال‌ها

ganjoor: sh145 · public domain