シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1460› 対句 4 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۴۶۰
- ای عشق که از زفتی در چرخ نمیگنجی چون است که می گنجی اندر دل مستورم
G1460:4
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 بشکسته سر خلقی سر بسته که رنجورم·برده ز فلک خرقه آورده که من عورم
- 2 وای از دل سنگینش وز عشوه رنگینش·او نیست منم سنگین کاین فتنه همیشورم
- 3 من در تک خونستم وز خوردن خون مستم·گویی که نیم در خون در شیره انگورم
- 4 ای عشق که از زفتی در چرخ نمیگنجی·چون است که می گنجی اندر دل مستورم
- 5 در خانه دل جستی در را ز درون بستی·مشکات و زجاجم من یا نور علی نورم
- 6 تن حامله زنگی دل در شکمش رومی·پس نیم ز مشکم من یک نیم ز کافورم
- 7 بردی دل و من قاصد دل از دگران جویم·نادیده همیآرم اما نه چنین کورم
- 8 گر چهره زرد من در خاک رود روزی·روید گل زرد ای جان از خاک سر گورم
- 9 آخر نه سلیمان هم بشنید غم موری·آخر تو سلیمانی انگار که من مورم
- 10 گفتی که چه می نالی صد خانه عسل داری·می مالم و می نالم هم خرقه زنبورم
- 11 می نالم از این علت اما به دو صد دولت·نفروشم یک ذره زین علت ناسورم
- 12 چون چنگ همیزارم چون بلبل گلزارم·چون مار همیپیچم چون بر سر گنجورم
- 13 گویی که انا گفتی با کبر و منی جفتی·آن عکس تو است ای جان اما من از آن دورم
- 14 من خامم و بریانم خندنده و گریانم·حیران کن و حیرانم در وصلم و مهجورم
ganjoor: sh1460 · public domain