シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1472› 対句 4 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۴۷۲
- من از غصه چه ترسم چو با مرگ حریفم ز سرهنگ چه ترسم چو از میر بجستم
G1472:4
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 دگربار دگربار ز زنجیر بجستم·از این بند و از این دام زبون گیر بجستم
- 2 فلک پیر دوتایی پر از سحر و دغایی·به اقبال جوان تو از این پیر بجستم
- 3 شب و روز دویدم ز شب و روز بریدم·و زین چرخ بپرسید که چون تیر بجستم
- 4 من از غصه چه ترسم چو با مرگ حریفم·ز سرهنگ چه ترسم چو از میر بجستم
- 5 به اندیشه فروبرد مرا عقل چهل سال·به شصت و دو شدم صید و ز تدبیر بجستم
- 6 ز تقدیر همه خلق کر و کور شدستند·ز کر و فر تقدیر و ز تقدیر بجستم
- 7 برون پوست درون دانه بود میوه گرفتار·ازان پوست وزان دانه چو انجیر بجستم
- 8 ز تأخیر بود آفت و تعجیل ز شیطان·ز تعجیل دلم رست و ز تأخیر بجستم
- 9 ز خون بود غذا اول و آخر شد خون شیر·چو دندان خرد رست از آن شیر بجستم
- 10 پی نان بدویدم یکی چند به تزویر·خدا داد غذایی که ز تزویر بجستم
- 11 خمش باش خمش باش به تفصیل مگو بیش·ز تفسیر بگویم ز تف سیر بجستم
ganjoor: sh1472 · public domain