シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1484 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۴۸۴

  1. باده ز فنا دارد آن چیز که دارد گر باده بمانیم از آن چیز نمانیم

G1484:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 بشکن قدح باده که امروز چنانیم·کز توبه شکستن سر توبه شکنانیم
  2. 2 گر باده فنا گشت فنا باده ما بس·ما نیک بدانیم گر این رنگ ندانیم
  3. 3 باده ز فنا دارد آن چیز که دارد·گر باده بمانیم از آن چیز نمانیم
  4. 4 از چیزی خود بگذر ای چیز به ناچیز·کاین چیز نه پرده‌ست نه ما پرده درانیم
  5. 5 با غمزه سرمست تو میریم و اسیریم·با عشق جوان بخت تو پیریم و جوانیم
  6. 6 گفتی چه دهی پند و زین پند چه سود است·کان نقش که نقاش ازل کرد همانیم
  7. 7 این پند من از نقش ازل هیچ جدا نیست·زین نقش بدان نقش ازل فرق ندانیم
  8. 8 گفتی که جدا مانده‌ای از بر معشوق·ما در بر معشوق ز انده در امانیم
  9. 9 معشوق درختی است که ما از بر اوییم·از ما بر او دور شود هیچ نمانیم
  10. 10 چون هیچ نمانیم ز غم هیچ نپیچیم·چون هیچ نمانیم هم اینیم و هم آنیم
  11. 11 شادی شود آن غم که خوریمش چو شکر خوش·ای غم بر ما آی که اکسیر غمانیم
  12. 12 چون برگ خورد پیله شود برگ بریشم·ما پیله عشقیم که بی‌برگ جهانیم
  13. 13 ماییم در آن وقت که ما هیچ نمانیم·آن وقت که پا نیست شود پای دوانیم
  14. 14 بستیم دهان خود و باقی غزل را·آن وقت بگوییم که ما بسته دهانیم

ganjoor: sh1484 · public domain